نقدی بر نامه اساتید برای تغییر مدیریت محیط زیست

تاریخ درج خبر :۱۳۹۶/۵/۱۰

محمد متینی ‏زاده*

 

در ابتدا عرض کنم که قصد دفاع از سازمان محیط زیست، عملکرد و رئیس محترم آن را به دلیل نداشتن صلاحیت ندارم. رویکرد و گرایش سیاسی هم به درد این چند نکته نخواهد خورد گرچه می‏شد یک کامنت سیاسی نیز به بندهای زیر افزود. انگیزه نگارش این نقد پیشه تحقیق است که در حوزه منابع طبیعی به دل و جان دارم و درنتیجه آشنایی نسبی به المانهای محیط زیست و همچنین نگاه همیشه منتقدم به ‏آنچه پیرامونم جاریست. از این‏رو چند نکته را در نقد کلی نامه اساتید به کاغذ می‏ آورم


در ابتدا عرض کنم که قصد دفاع از سازمان محیط زیست، عملکرد و رئیس محترم آن را به دلیل نداشتن صلاحیت ندارم. رویکرد و گرایش سیاسی هم به درد این چند نکته نخواهد خورد گرچه می‏شد یک کامنت سیاسی نیز به بندهای زیر افزود. انگیزه نگارش این نقد پیشه تحقیق است که در حوزه منابع طبیعی به دل و جان دارم و درنتیجه آشنایی نسبی به المانهای محیط زیست و همچنین نگاه همیشه منتقدم به ‏آنچه پیرامونم جاریست. از این‏رو چند نکته را در نقد کلی نامه اساتید به کاغذ می‏ آورم.


شاید اشکال ساختاری و نداشتن ابزارهای ارزیابی مناسب برای سازمانها، نهادها و ... سبب می‏شود تا استادان، متخصصان و آگاهانِ یک موضوع برای نقد عملکرد در یک دوره زمانی، به هر علتی فرصت و مجال ارتباط حضوری را نمی‏یابند و به طومارنویسی و جمع‏آوری امضا از طریق سایتها روی می‏آورند. شاید هم ارزیابیها انجام می‏شود اما به دلایل مختلف، گزارش بیرونی ندارد. به هر روی شکل سزاوارتر و مناسبتر از نامه چندصد امضایی باید وجود داشته باشد.


در پاراگراف نخست نامه اشاره شده که نامه از طرف گروهی است که همگی به حسن روحانی رأی داده‏اند. صرفنظر از رأی دادن یا رأی ندادنِ راستین، شاید با توجه به روحیه نقدپذیری و تأکید ایشان بر رئیس جمهور همه هشتاد میلیون مردم ایران بودن (همانطور که در نامه هم اشاره شده است)، نیازی به منت رأی دادن و تبلیغات رسانه‏ای پیش از آن نبود. داشتن دغدغه و انصاف برای پیشبرد نقد کافی به نظر می ‏رسد.


سازمان محیط زیست در همه ادوار این خوشبختی و یا شوربختی را داشته که در میان سازمانها و بنگاههای دولتی، سیبل جدی و همیشگی برای نقدها و اعتراضات پردامنه بوده است و البته درخواست و پیشنهاد برای تعویض رئیس در متعاقب آن. اما آیا واقعا هیچ سازمان یا نهاد دیگری نیست که عملکرد و نقد آن برای متخصصان و مردم و سرنوشتشان مهمتر باشد؟ حقیقت اینکه تعدادشان کم هم نبوده و نتیجه برنامه‏ها و کارکرد آنها با سازمان محیط زیست، تفاوت از زمین تا آسمان نیست! هست؟

باید منصفانه تأکید کرد که ریشه تعداد زیادی از ایرادها و نیز دست نیافتن سازمان به همه برنامه‏های خود جدای از نداشتن نیرو، اعتبار و امکانات کافی و درخور، در قلمرو و دسترسی حوزه‏های دیگر دولتی و یا مردمی است. در همه ادوار، محیط زیست و منابع طبیعی قربانی اصلی توسعه در مصادیق مختلف خود بوده‏اند. و پای خیلیها به میان بوده است! هدررفت آب در همه حوزه‏ها و بخصوص کشاورزی و نداشتن الگوی کشت، تغییرات اقلیمی، سدها و بندهای فراوان و نامشخصی حقابه‏های آنها برای تحلیل درستی یا نادرستی آنها، تنزل فرهنگ عمومی جامعه و نبودن آموزشهای لازم برای ژرفابخشی به نگاه و توجه به فرهنگ حفظ و پاسداشت محیط زیست، خودروها و سوختهای نااستاندارد، نبودن دیپلماسی برون مرزی قاطع برای حل چند معضل بزرگ، تخریب جنگلها و مراتع و فرسایش خاک، نبود فناوریهای نوین در کارخانه‏ها و کارگاهها برای بهینه سازی چرخه‏ها و آسیب رسانی کمتر به محیط زیست، نبود سیستمهای مناسب تصفیه پسابهای کشاورزی، صنعتی و خانگی، نبود سیستم بازیافت زباله و نخاله، فقر و مشکلات اقتصادی فراوان و ... تعدادی از آنها هستند.


در خصوص تشکیل گروه تلگرامی نیز ذکر یک نکته بد نباشد که وقتی گروهی با نام تغییر در مدیریت محیط زیست تشکیل می‏شود، نباید انتظار داشت که موافقان مدیریت فعلی در آن بیایند و بمانند بخصوص آنکه معمولا در جوامع مختلف و تک گرایشی نظر و رأی مخالف تحمل نمی‏شود. بنابراین در مجموع 16 درصد عدد بدی نخواهد بود. 


چند مورد از ایرادهای فهرست شده در نامه، اشکالهایی است که در بسیاری از نهادهای دولتی کم یا بیش مشاهده می‏شود و می‏توان برای بیشتر آنها کپی کرد و در سیاهه ارزیابی آنها نهاد. حتما از نظر اهالی محترم پاستور هم دور نمانده است. 
سازمان محیط زیست باید در پاسخ به این نامه، از ایرادهای وارد یا ناوارد آن و همچنین عملکرد چهارساله خود دفاع بکند تا نتیجه آن بتواند به آقای روحانی در انتخاب رئیس کمک مناسبی نماید. در پایان باید عرض کنم آنچه برای نجات تن خسته و رنجور محیط زیست ایران از شرایط نابسامان خود نیاز است عزم بزرگ و ملی می‏باشد که باید همه ارکان نظام با خردورزی و دلسوزی برای آن گام بردارند. اگر عزم ملی باشد، سازمان از حمایت لازم برای تأمین نیرو، بودجه شایسته، قوانین تسهیل‏کننده و امکانات درخور بهره خواهد برد. تعویض رؤسا در بهترین حالات درصد اندکی به بهبود حال بیمارمان کمک می‏ کند.


* محقق مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نظرات
درج نظر جدید
نام
وبسایت
ایمیل
متن
   

کد امنیتی فوق را وارد کنید