آقای استاندار! اقلا گزارش های دولتی را بخوانید!

تاریخ درج خبر :۱۳۹۶/۷/۵

الهه موسوی*

سخنی با دکتر صادقلو استاندار گلستان

پس از رخداد سیل اخیر، وقتی سخنگوی دولت به گلستان آمده بود تا با سیلزدگان ملاقات کند دکترحسن صادقلو استاندار گلستان اظهارنظری کرد که همگان را به شگفتی واداشت. او گفت که ممکن است سدسازی در برخی استان ها دارای توجیه علمی نباشد؛ اما گلستان با توجه به حجم فراوان آب های سطحی به شدت نیازمند ساخت چندین سد است. دکترصادلو ... 


پس از رخداد سیل اخیر، وقتی سخنگوی دولت به گلستان آمده بود تا با سیلزدگان ملاقات کند دکترحسن صادقلو استاندار گلستان اظهارنظری کرد که همگان را به شگفتی واداشت. او گفت که ممکن است سدسازی در برخی استان ها دارای توجیه علمی نباشد؛ اما گلستان با توجه به حجم فراوان آب های سطحی به شدت نیازمند ساخت چندین سد است. دکترصادقلو در ادامه گفت که گلستان برای پیشگیری از وقوع سیل به 70 سازه در سرمنشا رودخانه ها احتیاج دارد تا با احداث آنها قدرت فراوان رودخانه های استان کنترل شده و این نعمت به آغازگر بحران سیل تبدیل نشود.

سخنان استاندار محترم گلستان، علاوه بر فعالان محیط زیست سراسر کشور، ساکنان استان های شمالی را بسیار شگفت زده و ناامید کرد. شگفت زده از این منظر که حالا پس از سه دهه آزمون و خطا درباره سدسازی که در نهایت منجر به اعلام شکست پروژه های سدسازی از سوی وزیر نیرو در دولت یازدهم شد و چیت چیان به صراحت اعلام کرد که غالب سدهای ساخته شده به رغم صرف میلیاردها تومان سرمایه عمومی، نتوانسته اند به اهداف اولیه خود دست پیدا کنند و خالی هستند، چگونه یک استاندار بدون توجه به این گزارش مهم و بیخبر از چنین رهیافت استراتژیکی، همچنان بر طبل سدسازی می کوبد که برای ایران جز ویرانی و خشکی رودها و تالاب ها و نیز اکوسیستم های مرتعی و جنگلی چیزی در بر نداشته است. به نظر می رسد جناب آقای دکتر صادقلو حتی گزارش های رسمی وزارتخانه های دولتی که خود، استاندار آن هستند را نیز مطالعه نمی کنند؛ حالا نظریات علمی کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی پیش کش.

حسب اطلاع جناب دکترصادقلو باید عرض کنم در دهه 80 که چند سیل بزرگ در نکا، نوکنده، بندرگز و نیز شرق گلستان – بزرگ ترین سیل با بیشترین تلفات- رخ داد رییس جمهور وقت هیاتی متشکل از کارشناسان را تشکیل داد و آنها را مامور کرد تا عامل جاری شدن سیل در گلستان و مازندران را پیدا کنند. خاطرم هست چند ماه بعد، آن هیات کارشناسی در رسانه ها اعلام کرد که «عامل اصلی سیل گلستان و مازندران، کاهش پوشش گیاهی اعم از جنگل و مرتع در بالادست است و تا هنگامی که جنگل ا و مراتع تخریب شده ترمیم نشود وضع به همین منوال بوده و سیل ها تکرار خواهند شد»؛ که اتفاقا همین طور هم شد. 

آقای استاندار

اینکه شما به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان، مطرح می کنید که برای نگهداری آب باران باید سد بسازیم نشان از بی اطلاعی شما از اتفاق ها و مطالعات و پژوهش های رسمی 5 سال اخیر دارد. مطالعاتی که تاکید می کند جنگل ها و گیاهان، هم از عوامل اصلی بارش ها هستند و هم بهترین مخازن ذخیره آب باران. بد نیست بدانید برای ساخت سد نرماب در مینودشت گلستان بیش از 220 هکتار از بکرترین و غنی ترین رویشگاه های باستانی هیرکانی را پاکتراشی کردند و نیز برای ساخت سد کبودوال 72 هکتار جنگل ارزشمند از دم قطع شد. به خیال اینکه برای شهرستان علی آبادکتول، آب و آبادی بیاورد که نیاورد – هرچند برای خیلی ها "نان" آورد- و امروز علی آبادکتول در نقشه های پهنه بندی خشکسالی کشور، یکی از نقاطی است که با رنگ قرمز که معنای آن، خطر بحران خشکی شدید است نشان داده شده است.

آقای استاندار

چرا از خود نمی پرسید سد کبودوال که قرار بود مشکل آب شرب و کشاورزی علی ابادکتول را حل کند و برای ساخت آن، آنهمه جنگل هیرکانی چندهزار ساله را قطع کردند چرا نتوانست شهر کوچک و کم جمعیت علی آباد را از خشکسالی مصون بدارد؟ امروز شاهدیم که صدها هکتاراز شالیزارها در این منطقه خشک شده اند و کشاورزان زیادی به بیچارگی افتاده اند و در مقابل، شما که استاندار این استان و مدیر، پدر و مسوول استان هستید حتی نتوانستید جلوی سرقت آب این شهر را توسط استان همسایه، بگیرید.

آقای استاندار

به خلیج گرگان نگاه کنید. این است حاصل سدسازی در شمال کشور و البته کشورهای همسایه. خلیجی که اگر چه کاهش بارندگی و پسروی آب دریای کاسپین در آن نقش به سزایی داشته است اما عامل اصلی خشک شدن آن سدهای بیشماری است که آب ورودی به خلیج را خوردند و خلیج را به مرز نابودی کشاندند.

داستان ریزگردها را که خود بهتر از من می دانید. شاید خیلی ها باور نکنند اما شما خوب می دانید که استان چقدر در معرض ریزگردهاست؛ تا آنجا که سال 94 اداره کل حفاظت محیط زیست استان از سازمان حفاظت محیط زیست کشور درخواست ثبت گلستان در استان های در معرض ریزگرد و لحاظ بودجه برای مقابله با بیابانزایی و هجوم ریزگردها را داشت. این مساله برای گلستان تا جایی مهم بوده است که صادق علی مقدم مدیرکل مدیریت بحران شما در استانداری گلستان، بارها بر جدی بودن آن و لزوم اندیشیدن تدابیر عاجل تاکید کرده است.

آقای دکتر صادقلو

چندی پیش مدیرکل مدیریت بحران استانداری گلستان به درستی بر نکته ای تاکید کردند که ظاهرا شما باز هم از آن بی خبر هستید. مهندس صادق علی مقدم با اشاره به بیان تهدید ریزگردها گفتند: «این شرایط ناگوار، محصول تبعات تغییرات اقلیمی و کاهش بارش سالانه در استان است که اندک ‎اندک به اشکال گوناگون رخ‎نمایی می‎کند.» بله؛ "کاهش بارش سالانه" این کلمه به ظاهر ساده را خوب است جدی می گرفتید و نسخه ساخت سدهای جدید برای جمع کردن آب بارش را برای استان نمی پیچیدید. استانی که مدیرکل هواشناسی شما آقای نوربخش داداشی در دی ماه 1395 درباره آن گفته است:« از ابتدای سال زراعی، میانگین بارش ایستگاه‎های استان نسبت به بلندمدت و سال گذشته به ترتیب ۳۱ و ۴۳ درصد کاهش داشته است.» و یقینا این آمار با توجه به کاهش بارش و افزایش خشکسالی ها در سال جدید بسی اسف بارتر خواهد بود.

بر این اساس سوالم را کوتاه می کنم:« استانی که 43 درصد و شاید هم بیشتر، کاهش بارندگی داشته است و دمای هوا و در نتیجه میزان تبخیر در آن هر روز بیشتر می شود و بسیاری نقاط زیر خط فقر دارد چرا باید با صرف میلیاردها تومان بودجه، جنگل بتراشد و در سرمنشا رودخانه ها سد بسازد تا هم رودخانه ها و تالاب هایش خشک شوند و در نتیجه ریزگردها بیشتر بیایند و هم بارانی نباشد که پشت سد جمع شود.»

آقای استاندار

شما که دکتری تان "تاریخ" است باید خوب بدانید ایرانیان با اینکه دانش ساخت سد را قبل از دیگر ملل داشته اند، اما به جز دوره ای کوتاه از این تکنولوژی استفاده نکرده اند. چرا که طی سالیان دراز، دریافتند که مخازن سدها مشکلات متعددی دارند که قرار دادن آب در معرض تبخیر، پرشدن مخازن از رسوب و گل و لای و تغییر کیفیت آب و نارسایی های بهداشتی از آن جمله است. برای همین "تکنولوژی قنات" را اختراع کردند و در دوران های مختلف توانستند بزرگترین خشکسالی ها را در کشور نیمه بیابانی ایران تاب آورده و غنی ترین تمدن ها را در مناطق خشک ایران مانند کاشان، جیرفت، شوش و زاینده رود را بنا نهادند. این مهارت تا آنجا مهم بود که "شاردن" جهانگرد فرانسوی سال ها پیش گفته است :«در فن اکتشاف و هدایت آب، هیچ مردمی در جهان، به پای ایرانیان نمی رسند.»

آقای استاندار

در آخر از حضور محترم تان خواهشی دارم. لطفا کتاب "رودهای خاموش" نوشته "پاتریک مک کالی" ، رییس کمیسیون سدهای سازمان ملل متحد و سردبیر مجله امریکایی "رودهای جهان" را مطالعه بفرمایید تا دریابید که امروزه در کشورهای توسعه یافته، تئوری سدسازی از اساس منسوخ شده؛ مخصوصا برای مناطق جنگلی؛ تا دیگربار جنگل های هیرکانی را که تنها بازمانده های هیرکان در جهان هستند به تیغ اره موتوری ها نسپارید. این سرنوشت شهرها و فرزندان ماست که به تیغ سپرده می شود و نباید با بی مبالاتی آینده را از امروز بدتر کنیم....

*روزنامه نگار و مدیر سایت خبری-تحلیلی زمین آنلاین

هفته نامه پیک خزر / شماره 868

نظرات
درج نظر جدید
نام
وبسایت
ایمیل
متن
   

کد امنیتی فوق را وارد کنید