اکوتوریسم زیرساخت می خواهد نه نمایش و شعار

تاریخ درج خبر :۱۳۹۵/۱۲/۱۶

زمین آنلاین : خیلی از افراد و گروه های طبیعت دوست فکر می کنند همین که یک یا چند روز کوله ای یا سبد پیک نیک شان را برداشتند و برای تفریح به طبیعت رفتند این می شود "اکوتور" و عنوان خودشان هم می شود"اکوتوریسم" . شاید برای همین هم هست که چند سالی است میزان هجوم گروه های گردشگر و حتی تورهای اداری و خانوادگی به طبیعت شدت گرفته است. خیلی وقت ها هم این واژه شده عصایی معجزه گر برای حل مشکل بیکاری در کشور و همچنین توجیه گر طرح های مخرب برای مناطق حساس و اکوسیستم های شکننده در طبیعت ایران. اما این عصای عیسی که می تواند این همه معجزه کند چیست؟ چه مولفه ها و شاخصه هایی دارد و چگونه می تواند به درستی اجرا شود؟ آیا زیرساخت های فرهنگی و فنی آن ایجاد شده که امروز این همه در نسخه های متعدد تمام سازمان ها برای حل مشکلات ایران به چشم می خورد؟!

ورای آسیب هایی که گروه های گردشگر به طبیعت می زنند و ردپای برجا مانده از آنها در محیط های طبیعی، کارشناسان می گویند که واژه "اکوتوریسم" از ابتدا در ایران به درستی معنا نشده و ما در بسیاری از نقاط کشور اساسا زیرساخت های آن را نداریم. 

مجله هفتگی "جامعه پویا"، با «مزدک دربیکی» دکترای محیط زیست؛ عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصص توسعه ی گردشگری و محیط زیست-اکوتوریسم- که دارای تالیف و ترجمه هایی در همین رابطه است به بررسی این بحث پرداخته است. او عضو هیات تحریریه مجله ی "توسعه پایدار" کانادا و عضو شورای پژوهش و فناوری اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان است که کتابی را با عنوان "راهنمای برنامه ریزی و مدیریت گردشگری پایدار در مناطق حفاظت شده" ترجمه کره است.

دربیکی معتقد است که اکوتوریسم در ایران، از اساس به درستی معنا نشده و برای ایجاد و گسترش این صنعت، باید سال ها کار بنیادی کرد. 


چیزی که به نام اکوتوریسم در ایران شکل گرفته اکوتوریسم نیست؛ "توریسم انبوه" است ! 

       

                                             
جامعه پویا: "اکوتوریسم " را طبیعت گردی معنا کرده اند. آیا شما با این تعریف موافقید؟ 


خیر. این ترجمه و معنا، نادرست است و اکوتوریسم واژه ای است که در ایران از همان ابتدا غلط معنا شده است. اغلب فکر می کنند هر گروه یا فردی که کوله ای بر دوش می اندازد و سواره یا پیاده به جنگل و کوه و دشت و در کل یک محیط طبیعی وارد می شود و در آن تفریح و گردش می کند یک "اکوتور" است. آیا هر پیک نیک و یا هر فعالیتی که در طبیعت انجام می شود اکوتوریسم است؟  و به صرف اینکه مردم در یک منطقه جنگلی و یا طبیعی برای پیک نیک می روند می توان به این کار عنوان اکوتوریسم را اطلاق کرد؟ این در اصل طبیعت گردی است و اکوتوریسم نیست. ما در ایران یک «کمیته ملی طبیعت گردی کشور» داریم که زیرمجموعه ی سازمان میراث فرهنگی است. تمام دستگاه های متولی این کار از جمله سازمان های "حفاظت محیط زیست" و "جنگل هاومراتع و آبخیزداری" در آن نماینده دارند. جالب اینجاست که در ترجمه کمیته ملی طبیعت گردی می بینید که نوشته «کمیته ملی اکوتوریسم» ؛ در حالی که اینهم، درست ترجمه و معنا نشده است. اساسا مبحث اکوتوریسم یک مقوله ی بین رشته ای و گاه چند رشته ای است. ما یک فعالیتی به نام "گردشگری در محیط" داریم که مانند هر صنعت دیگری، اثرات خودش را بر محیط زیست می گذارد و ما می خواهیم این اثر را بررسی کنیم. حال این مساله مطرح می شود که برخی عناصر، بین چند فعالیت با هم مشترک می شوند و یا محیط هایی که این اتفاق ها در آنها می افتد یکی می شوند. 
مثلا همین بحث "  Nature tourism" یا " طبیعت گردی" یعنی نوعی گردشگری که در طبیعت اتفاق می افتد. بنابر این، شما وقتی یک گردشگر را به طبیعت وارد می کنید دو پدیده با هم ارتباط پیدا می کنند. یکی بحث صنعت گردشگری که سازمان های مسوول و جوامع میزبان در آن دخیل هستند و دیگری بحث طبیعتی که از این سفر اثر می گیرد. شما می خواهید گردشگر را به محیط طبیعی بیاورید و اگر ملاحظات لازم را در نظر نداشته باشید همان اتفاقی که به دلیل بی برنامگی در بردن توریست ناآگاه در حوزه ی میراث افتاده در محیط زیست هم می افتد. 

جامعه پویا: چرا می گویید اکوتوریسم چند رشته ای است؟ 


چون با بحثی سر وکار داریم که یک متولی ندارد. در مبحث گردشگری فرهنگی به طور عام، متولی مشخص داریم. متولی تخت جمشید مشخص است؛ « سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور» است؛ اما در بحث های طبیعی، قضیه مقداری متفاوت است. هنگامی که توریستی می خواهد به عرصه ی طبیعی برود حداقل با دو متولی دیگر سر و کار دارد. یکی سازمان حفاظت محیط زیست است و دیگری سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری. بنابراین اینجا مقوله کاملا چند رشته ای می شود با علایق و سلایق و دغدغه ها و محدودیت های هر دو طرف. 


جامعه پویا: شما چه تعریفی از اکوتوریسم دارید؟ 


ما اکوتوریسم را بسیار فراتر از یک فعالیت عادی می دانیم. اکوتوریسم اساسا یک مکتب فکری و یک فلسفه است. الان ما دو تعریف رایج از این واژه داریم که یکی تعریفی است که "اتحادیه جهانی حفاظت"      IUCN دارد و دیگری از آنِ « انجمن بین المللی اکوتوریسم» است. اما اگر بخواهیم معنای درست تری از واژه ی "اکوتوریسم" ارائه بدهیم به جای " طبیعت گردی" بهتر است از واژه  "بوم گردی " استفاده کنیم. بوم به معنای محیط و سرزمین معنا می دهد. 

جامعه پویا: عمده ترین شاخص های اکوتوریسم یا بوم گردی چیست؟ 


ریشه اکوتوریسم به اوایل دهه 80  میلادی برمی گردد. بر اساس تحقیقاتی که بنده انجام داده ام چند ویژگی برای اکوتوریسم می توانیم برشماریم. نخست اینکه اکوتوریسم یک حرکت مسوولانه است و معمولا در محیط هایی انجام می شود که بکرتر باشد؛ ولی الزامی برای بکر بودن شان وجود ندارد. دوم اینکه مجموعه فعالیت هایی است که نه تنها تاثیر منفی چشمگیری بر محیط نمی گذارد؛ بلکه باید باعث بهبود محیط هم بشود. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای پیشرفته، فعالیت های جانبی بسیاری تورهای اکوتوریستی، بهسازی و احیای محیط است. همراه گردش در محیط، فعالیت هایی انجام می دهند که باعث احیای منطقه می شود. مثلا درست کردن مسیری که خراب شده یا کمک به سرشماری حیات وحش و یا درست کردن آبشخور برای آنها و از این دست فعالیت ها. بر این اساس در حوزه ی اکوتوریسم دو نکته مهم است. یکی رفتار و کدهای اخلاقی اکوتوریست ها هم در قِبَل محیط طبیعی اطراف و هم محیط فرهنگی- اجتماعی جامعه ی میزبان. یعنی یک اکوتوریست  نباید به ساختار فرهنگی – اجتماعی جامعه میزبان آسیب بزند و باید به آنها و رسوم شان احترام بگذارد. به فرهنگ بومی به عنوان یک کالای توریستی نگاه نمی کند. بلکه آنرا درک می کند و حتی با آن ترکیب می شود. 
 نکته ی بسیار کلیدی تر اینکه ما می گوییم اکوتوریسم باید فعالیتی باشد که به اقتصاد محلی مستقیما کمک کند. یعنی شما نمی توانید مثلا در پارک ملی گلستان همراه 20 نفر آدم بیایید برای اکوتور، خوراک و راننده و .... را از شهر مبدا بیاورید. این اکوتوریسم نیست. باید بیشتر نفع اکوتور به "جامعه محلی" برگردد و جامعه محلی این انگیزه را داشته باشند که از منابع خودش استفاده کند به نحوی که مطمئن باشد در طول سال بازدیدکننده دارد که هم درآمدزاست، هم به فرهنگش احترام می گذارند و هم مانع تخریب طبیعتش می شوند. این گونه فعالیت را می توانیم برچسب "اکوتوریسم" بزنیم. 


جامعه پویا: بر این اساس می توانیم بگوییم ما اساسا اکوتوریسم به معنای درست آن نداریم و یا بسیار کم داریم؟


بله؛ همین طور است. بیش از 80 درصد تورهای ایرانی، تورهای توریسم انبوه هستند نه اکوتور. یعنی بدترین نوع توریسم که تخریب  محیط زیست را در پی دارد. فرض کنید یک هواپیما در هر روز 4 پرواز می رود آنتالیا ؛ پدر سواحل مدیترانه را در می آورند. در هتل سوپرلوکس با ریخت وپاش های های معمول این سفرها، مصرف منابع و انرژی بسیار بالا و تخریب بالای محیط . با جامعه محلی هیچ گونه برخوردی ندارد و یک عده سرمایه گذار خارجی صرفا آمده اند و کار تجاری می کنند. نمونه دیگرش کیش است که شاید شما اصلا آدم بومی در سفرتان به آنجا نبینید. بنابراین تورهایی که الان متداول شده به معنای طبیعت گردی نیست. در اکوتوریسم حتما باید عناصری از جمله حفاظت و بهسازی محیط زیست و احترام به فرهنگ محلی و از همه مهم تر درآمد اقتصاد بومی لحاظ شود. 

جامعه پویا: چگونه می توانیم بوم گردی را به درستی ایجاد کنیم؟ نیاز به ایجاد چه پیش زمینه هایی داریم؟ 


اگر بخواهیم بر روی راهکارهای اجرای طرح اکوتوریستی و توسعه صنعت اکوتوریسم کار کنیم و اگر بخواهیم اکوتوریسم را در جایی مثل ایران تعریف کنیم اساسا این است که شما مجموعه ای به هم پیوسته از مکانیزم های مختلف دارید که مانند زنجیر به هم متصل هستند. پس نمی توانید در حوزه اکوتوریسم  بخش خودتان را قوی کنید بدون اینکه سایر زیرساخت ها فراهم باشد. به همین دلیل شما در ایران، هیچ پروژه اکوتوریستی را نمی توانید موفق تعریف کنید. ما یک جامعه میهمان داریم؛ یک جامعه میزبان و یک حلقه واسطه به عنوان کارگزار و تورگردان. حال باید دید جامعه میزبان را چگونه باید آموزش بدهیم که اولا توجیه شود که این آدم ها با چه هدفی و برای چه دارند می آیند؟ دوم اینکه یاد بگیرد چگونه با این ها رفتار کند؟ جایگاه فرهنگ محلی خودش چیست؟ زیر ساخت های مناسب برای اقامت اکوتوریست ها را در همان کلبه ها و خانه های محلی – نه هتل – فراهم کند. مباحث محیط زیستی را آموزش ببیند تا بتواند انتظارات اکوتوریست را برآورده کند. اکوتوریستی که از تهران به اینجا می آید می خواهد نان و سبزی و میوه محلی بخورد نه اینکه از تهران یا بازار برایش تهیه کنند. این ها آموزش می خواهد. اگر قرار است اکوتوریست همان میوه و سبزی پر سم و کودی را که در تهران خورده در اینجا هم بخورد که نمی شود گسترش صنعت اکوتوریسم. او محصولات ارگانیک می خواهد. پس ابتدا باید جامعه محلی بداند محصول ارگانیک اصلا یعنی چه؟ و این ها همه نیاز به آموزش دارد. یا جامعه مهمان هم همین طور. باید آموزش ببیند که مثلا منطقه جنگلی که قرار است وارد شود چه گونه ها و چه ارزش هایی دارد؟ تعامل های بین مردم محلی و محیط زیست شان چیست؟ در آنجا چگونه باید رفتار کند؟ چگونه لباس بپوشد و به چه نحوی با آنها حرف بزند؟ چی باید بخرد و چه باید بگوید؟ اصلا چه نباید بگوید؟ خود آن تورگردان یا کارگزار باید چه آموزش هایی ببیند تا یک عده آدم را درست و علمی مدیریت کند و یک سفر اکوتوریستی انجام بدهد؟ چه بکند که سفرش همان "توریسم انبوه" نباشد؟ چه مکانیسمی برای درآمدزایی که بومی سازی کند این را؟ اصلا خودش توجیه هست؟ در واقع سازمان های متعددی درگیر هستند تا زیرساخت های لازم فراهم باشد و آموزش هایی که متولی آن سازمان میراث فرهنگی است. سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل ها نیز به عنوان دو متولی باید وظایف خودشان را انجام بدهند. جامعه محلی را باید شوراهای روستایی و دهیاری ها و آموزش و پرورش، رسانه ملی و .... با هماهنگی آموزش بدهند. توجیه جامعه محلی و بازاریابی این کار مهم ترین کار است. خود بنده تجربه ای در این باره  در استان های گلستان و مازندران دارم که با شکست مواجه شد. به هر کس گفتیم چنین توری هست بیا ثبت نام کن گفتند چرا هزینه بیخودی متقبل بشوم، با خودروی خودم می روم دیگر. الان آقای کامران انوری در "بوم کلبه ترکمن " در گلستان که طرح اکوتوریستی را چند ساله اجرا کرده، خودش چندی پیش می گفت که شکست خوردیم. این طوری فایده ندارد و بسترهای فرهنگی اش در بین مردم فراهم نیست و کار بسیار سختی داریم در این زمینه. برنامه ریزی برای اکوتوریسم بسیار بسیار پیچیده و بلندمدت است و برای ایجاد زیرساخت ها از جمله همین آموزش های فرهنگی  منابع انسانی و فنی، نیاز به یک پروسه ی درازمدت و همه جانبه داریم. حتی در گردشگری عامیانه هم همین است و پیچیده گی های خاص خودش را هم دارد. 

جامعه پویا: متاسفانه در برخورد با مدیران اجرایی کشور متوجه می شویم که این پروسه را خیلی ها نمی دانند و یا به آن توجه ندارند. وقتی صحبت از اکوتوریسم می شود اغلب مدیران فقط ذهن شان هتل را می فهمد و سرویس بهداشتی را. آموزش اصلا در نگرش و برنامه هایشان جایی ندارد. پس نمی توانیم امیدوار باشیم که به این زودی شاهد رونق اکوتوریسم در ایران باشیم؟


متاسفانه همین طور است. اکوتوریسم در حال حاضر یک شعار بسیار شیکی برای آقایان شده است که طرفداران توسعه در استان های مختلف، مدام آن را به کار می برند. من معتقدم اغلب کسانی که برای توسعه اکوتوریسم تصمیم می گیرند اصلا نه می دانند چه می گویند و نه اکوتوریسم را می شناسند. برای فرار از موقعیت های موجود، اکوتوریسم شعار شیکی است که ظاهرا کاربرد خوبی دارد. 


جامعه پویا: اما خاطرم هست که در سال های گذشته یک سری کارهایی در حال پیگیری بود. 


بله؛ بخشی از کارها در "طرح های آمایش "استان ها انجام شده و بخشی اش هم در "سند ملی طبیعت گردی ایران" ، جایگاه استان ها و رویکردها مشخص شده است. ما یک سری مطالعات اولیه را داریم؛ اما اگر قرار باشد اجرایی شود مسائلی که گفتم باید حل شود. وگرنه دوباره می شود مانند خیلی کارها و طرح های دیگر که در این مملکت انجام شد و نتایج بحران زا داشت. می شود مثل پتروشیمی ها و سدسازی ها. اصلا ما زیرساخت های ترابری را که اصلی ترین مساله برای توسعه توریسم است ایجاد و اصلاح کرده ایم؟ چگونه بدون توجه به این نکات می خواهیم اکوتوریسم را گسترش بدهیم؟ الان در شمال کشور که مدیرانش مدعی هستند قطب گردشگری است چه زیرساخت هایی ایجاد شده؟ همین قطار گرگان- تهران را ببینید. واقعا چند درصد توریست هایی که می خواهند هزینه کنند و سفر بیایند حاضر می شوند سوار چنین وسیله ای شوند؟ واگن های کهنه و سفری طولانی 10 یا 11 ساعته. یا در مازندران در روزهای تعطیل، قیمت یک تخم مرغ دو برابر قیمت رسمی آن است. وقتی شما نمی توانید قیمت اجناس اولیه تان را کنترل کنید چه اکوتوریسمی را می خواهید راه بیندازید؟ 


جامعه پویا: در حوزه های طبیعی چه موانعی برای اکوتوریسم هست؟ 


مشکل بعدی همین است اتفاقا که شما این ها را به عنوان یک سری پروژه های موازی دارید که اساسا آن سرمایه های اکوتوریستی شما را تخریب می کند. مثلا گردشگر طبیعی می خواهد چند روز بیاید و در پارک ملی گلستان اطراق کند و از طبیعت و سکوت و آرامش آنجا استفاده کند. وقتی وسط این پارک ملی یک جاده ترانزیت شلوغ و پر رفت و آمد هست چرا باید پول خرج کند و بیاید؟ بیاید جاده را ببیند و تخریب ها و دیوارهای بتنی و ..... سفر در اوقات فراغت یک کالای لوکس به حساب می آید و کسی هم در هیچ جای دنیا پولش را الکی دور نمی ریزد. بلکه مقصدی را انتخاب می کند که با معیارهای خودش انطباق داشته باشد. هیچکس

 نمی آید در منطقه ای که چشم انداز طبیعی خود را حفظ نکرده و بسیار پارامترهای طبیعی اش را از دست داده پولش را خرج کند و اسمش را هم بگذارد اکوتوریسم. یا در منطقه ی گردشگری "زیارت" که از روستاهای هدف گردشگری بود و الان به دلیل تاخت و تاز ویلاسازها و برج سازها و تخریب منطقه، دیگر از لیست روستاهای هدف خارج شده است.


جامعه پویا: پس چه باید بکنیم؟ آیا نباید توسعه ی صنعتی صورت بگیرد؟ 


نه اینکه نباید توصعه باشد؛ بلکه نباید در جوار اکوسیستم های ما باشد و همچنین معیارها و محورهای توسعه شما باید همخوانی داشته باشد. شما نمی توانید در پهنه های طبیعی توسعه صنعتی داشته باشی و بعد بگویی "تالاب بین المللی" داریم و می خواهیم اکوتوریسم را گسترش بدهیم. کدام تالاب؟ در تالاب هایی که پالایشگاه ساخته ایم و نفت و گاز استخراج می کنیم؟ بالادستش تالاب ها هم که سد زده ایم. آبی هم که نمانده و تالاب هم در حال خشک شدن است. بعد می خواهی تور ببری تا پرنده تماشا کنند؟ پرنده اصلا آنجا نمی آید و اگر هم بیاید چون مجوز شکار داده ای پنجشنبه و جمعه شکار می کنند. این یعنی اینکه شما اساسا نگاه کلانی به مبحث "اکوتوریسم" و توسعه ی آن نداری و فقط با این لغت بازی می کنی. 


جامعه پویا: پس با برنامه ریزی می شود هم صنعت داشت و هم بوم گردی؟ 


بله . اکوتوریسم می تواند باشد؛ مشروط بر اینکه شما در برنامه های بلندمدت توسعه به این محورها توجه کنی و پیش شرط های آن را رعایت کنی. بر این اساس در مناطقی که محور توسعه اش می تواند اکوتوریسم و منابع طبیعی و کشاورزی باشد می توانیم خیلی کارها بکنیم. جاده های استاندارد، هتل های مجهز و ... بنابراین اگر هم قرار است که اکوتوریسم یکی از محورهای توسعه باشد باید به این مسائل توجه جدی بشود. من به عنوان کسی که در این حوزه هم درس خوانده ام و هم کار کرده ام می گویم که اکوتوریسم قابل دسترس هست به شرط اینکه برنامه داشته باشیم.


جامعه پویا: نقش سازمان محیط زیست در این میان چیست؟ خیلی ها می گویند سازمان حفاظت محیط زیست مانع ایجاد اکوتوریسم است. آیا این درست است؟ 


خیر؛ این ها خودشان هیچ زیرساخت و برنامه ای ندارند و می خواهند همه چیز را بر دوش سازمان محیط زیست بیندازند. مثلا همین بحث آشوراده. فرض کنیم که همین الان آنجا منطقه ای خارج از "پناهگاه حیات وحش میانکاله" است و منطقه ای پرت و برهوت وسط دریای کاسپین. حتی فرض کنیم که سازمان حفاظت محیط زیست هم اعلام کند که آشوراده منطقه آزاد و دست سرمایه گذار سپرده شود. واقعیت این است که بنده با تجربه خودم که پایان نامه ارشد و دکترایم اکوتوریسم بوده و کتاب و مقاله دارم می گویم که باز هم هیچ اتفاقی در انجا نمی افتد؛ چون اساسا ما فرهنگ سرمایه گذاری گردشگری نداریم. اصلا  در کشور سرمایه گذار نداریم. در برخی استان ها من سرمایه گذار می شناسم که گاوداری داشته و الان هتلدار شده. سرمایه گذاری که صرفا پول دارد و الان دنبال مجوز هتل 10 طبقه است، ولی فرهنگ آن کار را ندارد به چه درد می خورد؟ چقدر فرهنگ سفر در ایران داریم؟ چقدر روی این ها کار کرده ایم؟ سیستمی که تفکر برنامه ریزی اش برای نمایش باشد و نه کار زیربنایی، نمی تواند اکوتوریسم را پیش ببرد. این کار، برنامه ریزی بلندمدت و دقیق و علمی می خواهد.   

منبع: مجله هفتگی جامعه پویا /الهه موسوی

 

نظرات
درج نظر جدید
نام
وبسایت
ایمیل
متن
   

کد امنیتی فوق را وارد کنید