این، رویای ساکنان بسیاری از نقاط ایران است. ایرانی که در خیلی از مناطقش مشکل بیکاری و فقر را تجربه می کند و مردمش در خیال خوش صنعتی شدن به عنوان راه حلی برای حل مشکلات خود غوطه ور هستند. شاید مردمان عسلویه نیز اینگونه بوده باشند و هر روز با خود گفته باشند چرا هیچ دولتی به فکر مشکلات آنها نیست و درمانی برای درد نداری های شان و چاره ای برای بیکاری جوانان شان نمی یابد؟ درمانی که نزدیک به 20 سال پیش برای دردشان اندیشیده شد اما نه تنها درد بیکاری شان را درمان نکرد که حالا دیگر شده درد بی درمانی بر دل وجان و زندگی شان تا ابد...
عسلویه، روستایی با جمعیتی کمتر از 2هزار نفر تا پیش از سال 1378 که با استقرار تاسیسات پالایشگاهی به «بخش» ارتقا یافت و بر جمعیتش حدود 60 هزار نفر اضافه شد که نیروی کار همان صنایع و تاسیسات پالایشگاهی بودند. شروع استقرار تاسیسات صنعتی در این منطقه که قرار بود باعث رفع مشکل بیکاری در استان بوشهر و حتی بخش هایی از استان های مجاور باشد نشد. چرا که پتروشیمی ها و پالایشگاه ها نیاز به کارگران و نیروهای متخصص دارند که بیشتر از خارج مناطق استقرار وارد می شوند. در کنار این همه معضل حل ناشده، مشعل ها و دودکش های پالایشگاه ها و پتروشیمی ها که درآمدهای قابل توجهی را برای کشور به ارمغان آورد باعث آلودگی شدید منطقه شد؛ تا آنجا که برخی در کنار "پایتخت اقتصاد ایران"،عنوان "پایتخت آلوده ایران" را نیز بر این منطقه گذاشتند. کارشناسان محیط زیست آلودگی شدید آب و خاک و تخریب ساحل در عسلویه را هولناک و ادامه این روند را نگران کننده ارزیابی می کنند. علاوه بر دود، همواره بوی گاز، مواد شیمیایی از جمله "اوره" و "آمونیاک" و سایر محصولات پتروشیمی در این منطقه پراکنده است و همواره آزاردهنده ساکنان بومی این منطقه و کارکنان صنعت نفت در پارس جنوبی است.علاوه بر این ها توسعه صنعتی در این منطقه شغل بسیاری از ساکنان بومی را از صیادی و کشاورزی به رانندگی تغییر داده و فضای تنفسی آنها را نیز آلوده کرد.
کارشناسان معتقدند از دلایل اصلی مشکلات محیط زیستی در عسلویه، طراحی نادرست بوده است. به گونه ای که هر فاز پالایشگاهی از دو مشعل برخوردار است که مصارف مختلفی دارد و از جمله گازهای سمی که قابل استحصال نیستند را می سوزاند و یا زمانی که به هر دلیل پالایشگاه از مدار خارج شود گاز ورودی به پالایشگاه به وسیله مشعل می سوزد. ارتفاع شعله مشعل ها در زمان های معمول حدود 4 الی 5 متر است اما زمانی که به صورت کامل می سوزد به بالای 50 متر نیز می رسد و سرعت خروج گاز در این شرایط باعث می شود که همه گازها نسوخته و بوی گاز تا شعاع ده ها کیلومتر پراکنده شود. شاغلان صنعت نفت و مردم منطقه عسلویه تنها در روزهای بارانی و یا روزهایی که باد به شدت می وزد هوایی سالم تنفس می کنند و البته تعداد این روزها نیز در سال انگشت شمارند.
مهدی صالحی کارشناس صنعت نفت شاغل در عسلویه در این رابطه می گوید:«یکی از محصولات پالایشگاه های گازی عسلویه، گوگرد است که سمی کشنده است. برای عملیات حمل گوگرد از وسایل نقلیه سر پوشیده استفاده می شود؛ ولی باز هم مقداری از گوگرد در حین عملیات بارگیری و تخلیه، وارد محیط شده به نحوی که در کنار جاده ها نواری زرد رنگ از گوگرد را به راحتی می توان مشاهده کرد.این گوگرد به علت سبک بودن، با نسیمی ملایم به راحتی از روی زمین بلند شده وبه صورت معلق در هوا می ماند و به دستگاه تنفسی موجودات زنده در منطقه نفوذ می کند. پالایشگاه های پتروشیمی در عسلویه به دلایل مشکلاتی که در طراحی آنها وجود دارد به ناچار مقداری از هیدروکربن ها را از طریق مشعل هایشان می سوزانند که دود بسیار تیره ای تولید و به هوا وارد می کنند. در پالایشگاه های پتروشیمی نشت آمونیاک نیز به رقابت با نشت گاز برآمده است که تحمل آن به مراتب سخت تر از بوی گاز است.»
او که در مجتمع گاز عسلویه مشغول به کار است درباره موقعیت منطقه توضیح می دهد:«عسلویه از یک طرف به سمت دریا و از طرف دیگر به سمت کوه محاصره شده است و خود این باعث می شود که هوا به راحتی جریان پیدا نکند و آلودگی هوا در منطقه باقی بماند.»او مقدار استاندارد هیدروکربن ها در هوا را در عسلویه 9.3ppm عنوان می کند در حالی که استاندارد آن 0.24ppm باشد.
منبع آلودگی ها
آن طور که در خبرهای ریز و درشت رسمی آمده، آلودگی هوای عسلویه 100 برابر تهران است. تولید پسماندهای شیمیایی و هدایت این آلاینده ها به سوی مشعلهایی که رو به آسمان منطقه رفته اند همه جا را تیره و تار و دودآلود ساخته و خطر ابتلا به بیماریهای تنفسی را تا چندصد برابرافزایش داده است. این تنها ثمره تولید مواد و پسماندهای شیمایی در عسلویه نیست و آلودگی شدید "آب" و "خاک" و "تخریب ساحل" نیز در عسلویه بیداد می کند و روند ادامه زندگی با حداقل شاخص های سلامت را در منطقه مختل کرده است.
دکتر محمد رضا فاطمی، مدیر گروه بیولوژی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد با اشاره به این موضوع و ابراز نگرانی از آلودگی بیش از اندازه این منطقه گفت: «متأسفانه با وجود آلودگیهای خاک، آب و هوای این منطقه کاری برای آن صورت نگرفته و آلودگیها هر روز بیشتر میشود تا آنجا که در حال حاضر آلودگی این منطقه 100 برابر تهران است. روی فاضلابهای این منطقه که غالبا صنعتی بوده و از آلودگی زیادی برخوردار است، هیچ نوع تصفیهای صورت نمیگیرد. آلودگیهای میکروبی ناشی از تخلیه فاضلاب به دریا نه تنها برای آبزیان و موجودات دریایی خطرناک است بلکه میتواند روی ساکنان منطقه تاثیرات نامطلوبی گذاشته و بیماریزا باشد.»
او با اشاره به بی مهری مسئولان نسبت به این منطقه آلوده، علت اصلی آلودگی این منطقه را حضور پالایشگاههایی میداند که گازهای آلاینده آن، بدون تصفیه از دودکش ها خارج میشود. در زمان راهاندازی این منطقه با این کاربری، قرار بوده دستگاههای تصفیه در منطقه نصب شود که به دلیل تحریم اقتصادی این کار انجام نشد و در حال حاضر آلودگی در منطقه در حال انتشار است. در حال حاضر گازهای تصفیه نشده در منطقه سوزانده میشود واین موضوع باعث شدت آلودگی هوا در منطقه و در نتیجه بیماریهای تنفسی است.
باران تهدید است نه رحمت
کارشناسان معتقدند علاوه بر بروز بیماری های تنفسی و ریوی، تشکیل باران های اسیدی حاصل واکنش های اکسید سولفور و نیتروژن با رطوبت موجود در هوای عسلویه از دیگر عارضههای آلودگی هوای منطقه است که به هنگام بارش، رحمت را تبدیل به سمی زیانبار می کند و موجب فرسودگی تجهیزات، آسیب رسانی جدی به حیات گیاهان، تغییرات بیولوژیک و شیمیایی در خاک و آلودگی آب های زیرزمینی می شود.
فاطمی از باران به عنوان تهدید مهم این منطقه یاد می کند و می گوید:«خطر فراوانی که منطقه را تهدید می کند بارش باران است که با وضعیت هوای منطقه شدیدترین باران اسیدی را رقم خواهد زد و برای ساکنان عسلویه بسیار خطرناک است. این شرایط آب و هوایی باعث شده تا این منطقه با وجود برخورداری از نوعی خاک خاص، از این لحاظ هم آلوده باشد که باید هرچه سریع تر برای آن فکری کرد.»
دکتر غلامی که تقریبا تنها دکتر روستای "چاه مبارک" در حوالی عسلویه بود و 6 سال سابقه کار در منطقه را داشت در سال 89 به رسانه ها گفته بود:«بیماری های حساسیتی، قلب و عروقی شایع ترین بیماری های منطقه است. مردم به علت زندگی کردن در محیطی که در سطح آن مواد گوگردی و شیمیایی پراکنده است بعد از مدتی به همه این بیماری ها دچار می شوند. او وجود انواع آلرژی در میان کودکان را بسیار شایع می داند که نسبت به سال های گذشته 5 تا 6 برابر شده است.»
وجود مشعل های همیشه روشن در این منطقه را می توان عامل اصلی آلودگی شدید هوا دانست. سوختن این مشعل ها باعث پراکندگی گوگرد به میزان زیاد در هوای منطقه می شود. اما مسوولان باز هم تنها وعده می دهند که به زودی برای این مشعل ها فیلتر قرار می دهند اما مشخص نیست که این زمان کی فرا می رسد.
خاک هم آلوده است
هر چه فلرها بیشتر می شوند میزان آلودگی نیز بالاتر می رود.آمارهای ارائه شده در سال 88 در مورد آلودگی هوا در شهر صنعتی عسلویه نشاندهنده افزایش میزان آلودگی است و تعداد فلرها در این منطقه به 98عدد رسیده است. دکتر محمدرضا فاطمی به این موضوع، فاضلابهای صنعتی این منطقه را نیز می افزاید که از مهم ترین کانون های آلودگی است که سال هاست به دریا ریخته شده است.آلودگی این منطقه در مقایسه با تهران 100 برابر است و خطرات جدی در انتظار مردم بومی و نیز کارکنان صنایع در این منطقه است.
روح الله قائدامینی دکترای بهداشت و درمان و معاون امداد و درمان سازمان بسیج جامعه پزشکی درباره آلودگی خاک منطقه عسلویه گفته است:«خاک، این سرمایه طبیعی با خطرات گوناگونی دست و پنجه نرم می کند که شایع ترین آن "فرسایش" است؛همان فرسایشی که همه به عنوان عامل پدیدآورنده سیلاب می شناسند؛ اما یک خطر فاحش نادیده دیگری نیز هست که خاک را به عنوان پایه اساسی زیستی بشر تهدید می کند و آن "آلودگی" است. خطر آلودگی خاک کمتر از خطر آلودگی هوا نیست؛ اما از آنجایی که این آلودگی ملموس نیست کمتر به آن توجه میشود.
او معتقد است که هر یک از آلودگی های محیط زیست که شامل آلودگی هوا، آب، خاک و آلودگی صوتی هستند معلول عواملی است که در نهایت به سودجویی ها و استفاده بی رویه بشر از طبیعت بر می گردد. روح الله قائدامینی می گوید:«براساس آمارها، درصد کمی از فاضلابهای صنعتی و خانگی در کشور تصفیه شده و بخش عمده فاضلابهای خانگی و صنعتی کشور بدون تصفیه و بهصورت خام وارد محیطزیست میشود که این روند، آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی را در پی دارد.
خون اهالی عسلویه و ابهامی حل ناشدنی
نهم اسفندماه 1302 بود که امام جمعه موقت عسلویه با ابراز گلایه از آلودگی هوای این شهر که آن را چند برابر آلودگی هوای تهران خواند مدعی شد «خون مردم عسلویه آلوده است و انتقال خون نیز از پذیرفتن خون مردم این منطقه، اجتناب می کند» حجت الاسلام بحرینی در خطبه های نمازجمعه تاکید کرد که«باید فکری برای مردم عسلویه صورت بگیرد که توسعه فضای سبز برای کاهش آلودگی ها یکی از راهکارهاست».
مسوولان انتقال خون به سرعت در صدد اصلاح مساله با تکذیب کردن آن برآمدند. غلامرضا حاجیانی، مدیرکل انتقال خون استان بوشهر موضوع آلودگی خون مردم عسلویه را زاییده ذهن مردم این شهر دانست و تاکید کرد که خون مردم این شهر آلوده نیست و اگر آنها خون بدهند، انتقال خون برای خون گیری مشکل ندارد. او گفت که تایید یا تکذیب آلودگی هوای عسلویه مسئله ای است که از حیطه وظایف من خارج است؛ اما در ارتباط با مسئله اهدای خون افراد در این منطقه باید متذکر شوم که متأسفانه در این بخش – عسلویه - پایگاه انتقال خونی وجود ندارد که ما حق انتخاب دریافت یا رد این عزیزان در مسئله اهدای خون را داشته باشیم. در منطقه کنگال عسلویه، که در جنوب بوشهر قرار دارد و چند شهرستان را هم تحت پوشش قرار می دهد، تعدادی از مراجعه کنندگان ساکن عسلویه نیز حضور پیدا کرده اند و بدون کوچک ترین مسئله ای اهدای خون داشته اند. نیازی به تکرار نیست؛ افرادی که برای اهدای خون مراجعه می کنند بدون شک باید دارای یک سری از فاکتور های سلامت باشند و اگر مشکلی نداشته باشند مثل همه جای کشور خون شان گرفته می شود.
مدیرکل وقت انتقال خون استان بوشهر گفت که از هر 100 نفر مراجعه کننده ای که در روز به پایگاه های انتقال خون در بوشهر مراجعه می کنند حدود 20 درصد به علت دارا نبودن شرایط اهدای خون سالم از روند اهدای خون حذف می شوند. چنین مسئله ای کاملا طبیعی است. مصرف برخی داروها، روابط جنسی خارج از کانون خانواده، حضور در مناطق مالاریا خیز، اعتیاد تزریقی، افت فشار خون، یا حتی یک سرما خوردگی ساده می تواند موجب شود تا پایگاه انتقال خون، توانایی قبول خون فرد اهدا کننده را نداشته باشد که در منطقه عسلویه هم اوضاع بر همین منوال است. افرادی که ساکن عسلویه بوده اند و برای اهدای خون مراجعه کرده اند مانند سایر اهدا کنندگان باید چنین استاندارد هایی را دارا باشند. حذف در زمان اهدای خون نه تنها در عسلویه بلکه در تهران یا هر جای دیگری از کشور هم انجام می شود، اصل مهم در اجرای خدمت حیاتی انتقال خون بعد از تامین خون کافی، سلامت خون های اهدایی است.»
او مشکل را در منطقه عسلویه ذهنیت بالای مردم به دلیل آلودگی دایمی و شدید هوای عسلویه ذکر کرد و نگفت که بالاخره این آلودگی دایمی هوا چه اثری بر سلامت شهروندانو خون آنها به عنوان یکی از فاکتورهای سلامت دارد.
حاجیانی برای ترمیم اعتماد از دست رفته مردم منطقه به نکته ای اشاره کرد که خود نگرانی ها را افزایش داد. او گفت که «متاسفانه یا خوشبختانه هیچ فاکتوری برای بررسی این نوع از آلودگی که بتواند مانع انجام اهدای خون شود در کشورما وجود ندارد. یعنی اگر هم فرد در خون خود این آلودگی را داشته باشد قوه ای برای جلوگیری از اهدای خون با این دلیل وجود ندارد و پزشک ما در این ارتباط هیچ معاینه ای انجام نمی دهد. اگر یک مقدار دقیق تر نگاه کنیم، خواهیم دید که مشکل آلودگی هوا در تهران هم وجود دارد در خوزستان و بسیاری از شهر های صنعتی و یا پر جمعیت کشور مشکل آلودگی هوا دیده می شود، اما در هیچ یک از این استان ها چنین مسئله ای تحت عنوان عدم پذیرش خون آلوده ناشی از آلاینده های محیطی دیده نشده است. ما در گفت و گو با سازمان انتقال خون تهران نیز به این نتیجه رسیدیم که علت اصلی بروز این مسئله ذهنیت مردم عسلویه است نه چیز دیگری.»
این ها همه در حالی رخ داد که یک سال پیش ازآن نیز امام جمعه عسلویه از آلودگی هوای این شهر و تاثیر آن بر سلامت خون مردم انتقاد کرده بود و با ابراز نگرانی از افزایش سرطان خون و بیماری های قلبی در منطقه عسلویه، بازنده اصلی تأسیسات پارس جنوبی را مردم عسلویه ذکر کرده و نسبت به این موضوع به مسئولان هشدار داده بود. خطیب جمعه عسلویه در این سخنان افزایش بیماری های سرطان خون و قلب و تنفس را ناشی از آلودگی های نفت و گاز پارس جنوبی برشمرد و مردم را بازنده این توسعه صنعتی خواند.
گلایه حجت الاسلام بحرینی از بی تفاوتی مسئولان نفتی منطقه پارس جنوبی تا آنجا رسید که از حضور مستمر مسئولان ارشد کشور برای بازدید از تأسیسات پارس جنوبی و در همان حال عدم حضورشان در بین مردم بومی انتقاد کرد و با ابراز نگرانی از افزایش آلودگی های ناشی از راه اندازی فازها و تأسیسات جدید و بروز امراض گوناگون در بین مردم، خواستار توجه مسئولان به مشکلات و سلامت مردم عسلویه شد.
یک درخواست از وزیر نفت
یک هفته بعد از این ماجرا حجت الاسلام هاشمی نژاد امام جمعه عسلویه از وزیر نفت وقت خواست تا فقط یک ساعت از وقت خود را به مردم عسلویه برای بیان مشکلاتشان اختصاص دهد. این خطیب جمعه با اشاره به موقعیت منطقه ویژه پارس جنوبی، از مسئولان خواسته بود به مردم بومی این منطقه و روستاهای اطراف پارس جنوبی نیز توجه ویژه ای داشته باشند. وی با انتقاد از عدم توجه وزیر نفت و مدیران او در پارس جنوبی به مشکلات و نیازهای مردم عسلویه، از رستم قاسمی وزیر نفت وقت خواسته بود تا حداقل یک ساعت از وقت خود را صرف شنیدن درددل ها و خواسته های مردم منطقه عسلویه کند.
این ملاقات در دولت نهم و دهم هرگز میسر نشد اما در دولت یازدهم قول هایی برای اصلاح اوضاع آلایندگی خروجی دودکش های مناطق مختلف و مخصوصا پرآلودگی عسلویه به مردم و نمایندگان شان داده شد و قدم هایی نیز برداشته شد.
شهریورماه سال گذشته نیز زنگنه وزیر نفت در بازدیدی که از تاسیسات عسلویه داشت در جمع خبرنگاران حاضر شد و در پاسخ به سوال یک خبرنگار محلی در مورد دغدغه آلودگی محیط زیست منطقه گفت:«این مشکل دغدغه به حق مردم محلی است که مثلا در مورد فلرینگ مرتب در حال کاهش آن هستیم و واحدهای ساحلی بازیافت گوگرد در حال راه اندازی است. در سال های گذشته برخی از این تجهیزات بازیافت گوگرد به دلیل تحریم نمی توانست وارد کشور شود که اکنون در حال وارد کردن آنها هستیم. فلرینگ هیچگاه صفر نمی شود اما باید به اندازه استاندارد برسد. به دلیل اینکه در پارس جنوبی اکثر واحدها در حال راه اندازی هستند پس از بهره برداری نظارت بیشتری بر کنترل آلایندگی آنها صورت می پذیرد.»
با این همه به نظر می رسد مشکل صنایع آلاینده عسلویه همچنان به قوت خود باقی است و الگوی توسعه نامتوازن و ناپایدار که تنها به رشد اقتصادی و درآمد حاصل از آن می اندیشد دراینباره همچنان پیشتاز است. به نظر می رسد این مساله یکی از مهم ترین ماموریت های محیط زیست دولت دوازدهم است که باید بالاخره بعد از سال ها نسبت به آن اقدام کند و به این پرسش کلیدی پاسخ دهد که توسعه بدون رعایت موازین و ارزیابی های زیست محیطی که با محیط زیست و منابع ملی، جان، سلامت و امنیت شهروندان بازی می کند به چه دردی می خورد؟!
جامعه پویا /الهه موسوی
